امیرعلی امیرعلی ، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 12 روز سن داره

امیرعلی من

برف

      این پست بدون امیرعلی است...........اینجا شیراز از پنجره اتاقم تو محل کاره. ازصبح خدارو هزار بار شکر شیراز برفیه........بعد از مدتها که بارون هم نباریده بود امروز خدا یه حالی به مردم شیراز داد و برف خوبی داره می یاد.امیرعلی هم خونه پیش مادر بزرگشه...عصر که برم خونه براش از برف می گم و بهش نشون می دم این اولین برف زندگی امیرعلی است انشالله صد سال بسلامتی برف ببینی و زندگیت پر از رحمت الهی باشه ...
11 دی 1392

بدون عنوان

میوه های مورد علاقه امیرعلی من ............خرمالو و موز  البته این روزا  favorite  امیرعلی موز شده و خرمالو در رتبه دوم قرار گرفته  اینجا شازده داشت بازی میکرد که من خرمالو به خوردش دادم.نووووووووووووووووووشششششششششش جونت امیرعلی من ...
11 دی 1392

عمو پورنگ

            می بینید چطور میخکوب شده  بلندش کردم و تو روروئک  گذاشتمش رفت تا جلو تلویزیون و زل زده بهش.........عمو پورنگ دوست داره وروجک......با خودم گفتم خدارو شکر تلویزیون ایران یه عمو پورنگی داره حداقل برا بچه ها جذاب باشه گرچه که ما بزرگتر ها هم از برنامه نداشتن تلویزیون آخرش به همین عمو پورنگ پناه می یاریم و می شینیم پای برنامش ...
11 دی 1392

بدون عنوان

  تو خونه ما هر کی بخواد تا حیاط هم بره امیرعلی می خواد باهاش بره  ما هم هرچی پیدا می کنیم می زاریم سرش تا سرما نخوره. اینجا چقد شبیه جنوبی ها شده...........چقد هم بهش می آد نه؟؟؟ ...
11 دی 1392

پرواز

بقول بابایی: در نظر آنانکه پرواز را نمی فهمند هرچه اوج بگیری کوچکتری امیرعلی من داره به پرواز فکر می کنه  پسر کوچولوی من کاملا متعهد به کار و حرفه اش است و یه کاپیتان به تمام معنا  چقدر متفکرانه به جیمبوش نگاه می کنه  روز های کاریشو مرور می کنه این هفته  بعلت امتحانات و سرمای هوا در سراسر کشور ، پرواز های امیرعلی هم کمتر شده و ایام PIK سفری امیرعلی نیس. امیرعلی هم خداروشکر تو مرخصی کاری به سر می بره و در کانون گرم خانواده حضور داره به امید روزهای اوج برای امیرعلی من. ...
9 دی 1392

استقلال

امیرعلی من رو پای خودش  می ایسته.گل پسر مستقل شده درو دیوار رو میگیره بلند بشه تازه از پله ها هم می خواد بالا بره فعلا تا پله دو م میره اما من نمیزارم بالاتر بره آخه می افته پایین شش تا چشم می خواد تا جلو زمین خوردنشو گرفت بعد که زمین می خوره گریه و جیغش هواست ...
9 دی 1392

مطالعه

    امیرعلی رو ی میز تحریر بابایی نشسته و داره وبلاگ "امیرعلی من "رو مطالعه می کنه...  انشالله چند سال دیگه امیرعلی اتاق تحریر بابایی رو تصاحب می کنه و برا درس خوندن دیگه جایی برای بابایی نمیزاره  خوب بابای امیرعلی بسه دیگه چقد درس می خونی؟؟؟!!! دیگه اتاقتو بده امیرعلی باید از الان برای کاپیتان شدن شدیدا مطالعه کنه ...
9 دی 1392